خطی بر صفحۀ آسمان

شخصی
  • ۰
  • ۰

بعد این پست بسیار عالی تو وب سرو روان (کلیک)، منم بسرم زد بردارم لیست خرید جهازی مادرم رو که سال 66 ازدواج کردن اینجا بذارم یه مقایسه ای با جهازهای امروز انجام بدیم :)) یکم طول کشید چون بلاگفا نمی ذاشت  لینک پست خانم نگار رو از بیان بدیم و مجبور شدم قبلش مقدمات مهاجرت به بیان رو فراهم کنم.

البته لازمه ذکر کنم نمی شه گفت مردم قدیم از الآن قانع تر بودن همیشه این حس غریزی کم نیاوردن جلو بقیه و سرافراز کردن فک و فامیل عروس و داماد با مادیات جلو هم بوده ولی خوب میشه گفت نقش معنویات و اخلاقیات در برابر مادیات خیلی خیلی پررنگتر از حالا بوده. وگرنه جلال همتی هم همون سالها می خوند اینو که

عروس چقدر تو ناز داری ماشالا، عروس چقدر جهاز داری ماشالا، پشت سرت قطار قطار فامیل سرفراز داری ماشالا :))))

کاش سرفرازی به همین راحتی بود که با پول و مال و منال بیشتر حاصل میشد...

همونجور که تو عکسا پیداس، بخش غالب جهاز مادر خدا بیامرزم با 43251 تومان ناقابل سر و تهش هم اومده :D


      



+ راستی یه هدیه نطلبیده هم اینجا در حال پخشه :D هرکی هدیه می خواد تا مهلت تموم نشده زود بره - هدیه ای از جنس خودتان (کلیک)

  • ۹۴/۰۹/۲۱
  • شهاب غ

نظرات (۸)

ممنون بابت لینک پستم ؛ )

آره قدیم زندگی ها با عشق و صفا شروع میشد. الان فقط میخوان روی همدیگه رو کم کنن و ادب کنن :|

اخی چه چیزای جالبی بعنوان جهازش بوده :))))
پاسخ:
وظیفه بود :)
دقیقا درسته حتی اگه عشقی هم نبود باز مادیات هم به قدری کم رنگ بود که صفا تو خونه ها مهمون باشه جای دلتنگی..
البته الآن با بابا صحبت می کردم گفت این لیست خریدیه که یه بار با هم رفتیم بیرون خاله یادداشت کرد یه بخشی از جهازه که بدون حضور مامان بزرگ (مادری) بوده و برای حساب کتاب پول یادداشت شده. وگرنه حساب فرش و یخچال و گاز که بابابزرگ  خریده بود جدای این لیسته :D
بشقاب بزرگ گل سرخی
بشقاب متوسط گل سرخی
بشقاب کوچیک گل سرخی 
دیس گل سرخی
قوری گل سرخی 
و این داستان ادامه دارد... :)))
مامان من تقریبا ده سال از مادر شما کوچیکترن ولی بازم سال 66 ازدواج کردن :دی
جالب بود.. ممنونم :)

پاسخ:
اون گل سرخیها هنوز تو کمده تقریبا نو :D
مثلا خواستن دقیق یادداشت کنن حساب کتابش حلال باشه :D
چه تقارن جالبی خیلی خوبه ازدواج زود... نسل ما که داره ازدواجا میره بالای سی

مرسی از نظرتون.. :-)
نگاره دیگه !! چون دوست منه توپه :)))))
پاسخ:
جالبه از طریق آی پیهای بیان الآن متوجه شدم مثکه ما هم دانشگاهی هستیم!
البته بودیم...
والا همین لیست از نظر شما ساده و کم خرج رو همین الان بری بگیری کلی هزینه برمی داره برادر. 
یه نگاه به قیمت چرخ خیاطی اش بندازین.. الان ارزون ترین چرخ خیاطی حداقل 400-500 هزار تومن هزینه بر می داره.. 
چمدون بزرگ الان حداقل 150-200 هزار آب می خوره..
سینی استیل زده 1700 برین بازار قیمت بگیرین 70-80 تومن کمتر گیر نمیارین تازه اون کیفیت قدیمی ها رو هم نداره. 
سه سال پیش سماور گرفتیم برای آبجی 250 هزار تومن.
سرویس قاشق چنگالی که اونجا تو کاغذه نوشته 18500 الان ارزون ترین نوعش 450 هزار تومنه.
پاسخ:
دقیقا حرفتون درسته اتفاقا پدرم گفت گفت طبق قیمت یخچال جهاز مادرت تا امروز، تقریبا همۀ قیمتها باید هزار برابر بشن.
سینی استیل اون موقع که نوشته 1700 ریال (170 تومن) الآن همون به قول شما برو رو 170 هزار تومن. یه هزار پشت همه قیمتها اومده (قیمتهای لیست به ریال هستن)
و اینم بگم مادرم جزو خونواده ی نسبتا پولدار تهران بود با توجه به اینکه پدر بزرگم باغ و کارخونه داشت. پدرم با اعتماد به نفس بالایی از نازی آباد رفت از قلهک زن بستونه :D
یعنی این جهازی جزو جهازیهای خوب سال 65 میشه حسابش کرد. جاروبرقی و لباس شویی نداشت مادرم که اون موقع فکر نمیکنم تو بازار موجود می بود جارو برقی اوایل دهه 70 اومد تقریبا.

نه جاروبرقی بوده.پدرومادر من سال شصت و یک ازدواج کردن و جارو برقی الکترولوکس  و چرخ ژانومه تو جهیزیه شون داشتن:دی
ماشین لباس شویی اواخر دهه شصت اومد:|
همین الان جهیزیه من که تازه فقط یک چهارمش رو تهیه کردم بیست میلیون شده:|
لیست جهیزیه مامانتون خیلی خوب بود،حس نوستالژیک و خالصانه ای داشت:)
پاسخ:
البته رفتم سرچ کردم شاید این پارگراف پرسش رو برطرف کنه که چرا سال 65 جاروبرقی گیر نمی اومده :D
اولین سابقه تولید جارو برقی در ایران مربوط به سال 1357(ش)است.در آن سال یک تولیدکننده داخلی تحت لیسانس الکترولوکس سوئد اقدام به تولید 26800 دستگاه جارو برقی نمود. پس از آن، میزان تولید به مرور افزایش یافته و در سال 1364 به 7000,99 دستگاه بالغ گردید. در سال 1361 تولید داخلی وجود نداشته است. همچنین با بروز مشکلات ارز ناشی از جنگ تحمیلی، تولید در سال‌های 65 تا 68 کاهش چشمگیری داشته است

وگرنه در مورد پولدار بودن خانوادۀ مادری من ذره ای شک نکنید :D هنوزم که هنوزه قیمت تجاری کارخونه و مغازه هایی که در قلهک تهران دارن باعث شده ارثشون زندگی هر یک از ده بچه رو که سه تاشونم پسرن از این رو به اون رو کنه... که البته نمی دونم چه اصراری دارن راکد بخوابه اون پول و منال..
در مورد لباس شویی خیلی هم فرق نداره حالا اواخر شصت یا اوایل هفتاد چون پدر مادر من تا همون اواخر دهه هفتاد زندگی کاملا فقیرانه ای رو که از صفر و بدون کمک هیچ کس شروع کرده بودن در حال بازسازیش بودن.. و بله خیلی مایحتاج زندگی رو من جمله تلویزیون و .. در اختیار نداشتیم.
  • فانتالیزا هویجوریان
  • سال 66؟
    ننه بابای من سال54 بودن و اصلا جهاز نداشته مامانم :))))))))))))

    الان تو جهاز تستر نباشه مادر شووره جر میده عروس رو بابا
    پاسخ:
    البته من اشتباه نوشتم سال رو شهریور 65 عقد بوده و آبان 65 عروسی و خرداد 67 هم شازده شون رو یعنی اینجانب رو پس انداختن ^_^ :D
    الآن کلا همه همو می نمایند متأسفانه شمشیرها از رو بسته شده..
    مام از این ظرفا داریم. یدونه کاسه گل سرخی کوچیک گوشه کابینت هست پدرم توی اون ماست می ریزیم چرا که بنظر ایشان کاسه های ماست خوری ما اندازه کاسه های آبگوشت خوریه!! :دی
    پاسخ:
    ای جاااان آره ما هم کلا تو ماست خوردن دستمون به کم نمی ره! اتفاقا می ریم تو این خونه ها که چس مثقال (بلا نسبت پدر!) تو پیاله ماست جلومون می ذارن نمی تونیم غذا بخوریم عدس پلو رو مخصوصا باید همچین مثل برف توک دماوند روش از بالا ماست بریزی بیاد پایین نمک بپاشی با کوکاکولا بخوری ^_^
    سلام
     خدا مامان جونتو رحمت کنه
     روحشون شاد
    پاسخ:
    سلام رفیق گل مرسی ازت خدا رفتگانتو بیامرزه عزیزانت هم برات حفظ کنه ایشالا :]

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی