خطی بر صفحۀ آسمان

شخصی
  • ۰
  • ۰

New Style of Life

یک سال با هر مکافاتی که بود گذشت و سالگرد مامان امروز برگزار شد.

تو زندگی هیچ کسو قدر مامان (و حالا و بعد اتفاقات این یه سال شاید بتونم بگم غیر مامان!) دوست نداشتم و ندارم. یادش همیشه برام زنده ست... ولی تصمیم گرفتم دیگه مطلبی و حرفی در مورد فوت مامان ننویسم. یه مطلبو می خواستم آخر امسال و روز مادر بنویسم، و بگم شانس ما اولین سال بی مادریمون دوتا روز مادر داره :))

که اونم همین جا میگم و دیگه این شرح پریشانی و قصۀ بی سر و سامانی بعد مادر رو می بندم.

امروز رو می خوام پایان یه برهه ی 5 ساله در نظر بگیرم، برهه ی پنج ساله ای که خیلی چیزا رو از دست دادم، من جمله تمام امیدها و آرزوها رو. برهه ی پنج ساله ای که تنها نکته مثبتش شاید آشنایی با دختری بود که همون الف قامت یار رو بر لوح دلمون نقش بست و این حرفا :دی

بی آرزو اما با یه امید به آینده، می خوام از امروز یه نقطه بذارم سر تمام اتفاقات این پنج سال.


+ شنبه ی دیگه اعزامم برا خدمت مقدس :)) هنوز نمی دونم کجا افتادم و کجا قراره زیر پرچم خدمت کنیم، اگر دورآبادی جایی قسمتمون شد، تا یه مدت از حضورتون تو فضای مجازی خدانگهدار. سه جا برا امریه درخواست دادم امیدوارم موافقت بشه بتونم خود تهران بمونم ولی خوب فعلا گویا تیزهوش کارشناس و کارشناس ارشد صنعتی شریف تو این 5 سال اخیر اونقدر منفعل بوده که هیچ کدوم با درخواستش موافقت نکردن و باید برگرده پادگان و کلانتری پست دادن و متهم جابجا کردن تو یه سال و نیم پیش رو :دی


++ 5 سال قبل که بعد قبولی ارشد از خدمت برگشتم، و بماند که تو همون 3 ماه، گریه چه ها بر سر چشمای مامان نیاورده بود، وقتی برگشتم مامان هربار تو خیابون سرباز می دید به بابا میگفت "بزن کنار این مادرمرده ها رو سوار کن تا یه جایی برسونیم."... "بزن کنار این چندتا سیب رو بدیم این مادرمرده ها بخورن طفلکا.." بقیشو نمیگم :) قرار شد دیگه از این به بعد چیزی نگم :دی


+++ نمی دونم دقیق نقش روح و دل رو تو خط دادن به انتخابهای آدم. ولی گاهی پیش میاد تو زندگی که می بینی انتخاب اولت در عین بیتجربگی محض، بهترین و  بینقصترین انتخابت بوده. مممم کوتاه بگم، ناز شست بعضی دخترا که مرد رو تشنۀ محبت زنونه می کنن، ولی جدیدا فهمیدم دخترایی هم هستن که می تونن از هرچی زنه تو زندگیت سیرت کنن. تاحالا به وجود عفریته اعتقاد نداشتم :دی


++++ آقا یه پیام اخلاقی مثبت هیژده هم ته پست بگم و والسلام. هیچ وقت تو یه رابطه به یه پسر نگین عزیزم من مشکل جنسی رو  حل می کنم تو مشکل مالی رو! من هرچی فکر می کنم دودوتاچارتا می کنم، بلانسبت، خانومهای روسپی هم دقیقا همین کار رو می کنن. پیام اخلاقیم اینه خانومی (یا همسری) که خودش نیاز جنسی نداره و فکر می کنه داره به مرد لطف می کنه رو باید شب ساعت 9 گذاشت دم در... (تو ذهن امیدوارم موضع گیری شکل نگیره، خیلی از مردا هستیم که مارم به دلایل دیگه باید ساعت 9 گذاشت جلو در :دی)

  • ۹۵/۰۷/۲۳
  • شهاب غ

نظرات (۸)

چرا از مادرت ننویسی؟ بنظرم همین که مینویسی ازشون یعنی زنده‌ست.
میدونی؟ هیچ مادری نمیمیره :)
با این مثبت هجدهم موتفقم درک نمیکنم تعریفشون‌رو از علاقه و رابطه
پاسخ:
خوب خیلی این یه سال نوشتم :)
حالا شاید بعد یه مدت باز نوشتم.
چقدر زود خوندین شما پست رو :))
خیلی خوش اومدی :)
این حق شماست که از مادرتون بنویسید :)
به به بسلامتی موفق باشید 
سر بزنید بازم اینجا بنویسید 
هرچند خیلی مدته ساکتید ارومید و بی حرف و خبری ازتون نداریم .سلامت باشید :)
پاسخ:
ممنون که اینجور فکر می کنید و این حق رو قائلید برای هر کس:)
ولی بازم فکر می کنم فرستادن انرژی منفی باید یک حد و مرزی داشته باشه.
  • بانوچـ ـه
  • نمیدونم دلیل اینکه میگی دیگه از مادرت ننویسی چیه... اما اگر طبق جوابت به کامنت مهشید، چون خیلی نوشتی نمیخوای بنویسی بنظرم درست نیست... هرچند اختیار با خودتونه.
    من یه مدت حس میکردم هر وقت از مادرم مینویسم بقیه اذیت میشن... ولی خب واقعا نیاز دارم به نوشتن و حرف زدن... نیاز دارم غمی که از نبودنش به زندگیم وارد شده رو جایی بنویسم. ولی کسی مجبور به خوندنش نیست.

    روحش شاد.
    پاسخ:
    ممممم خوب اولا که در مورد دختر و پسر خیلی قضیه فرق می کنه
    یک دختر از نظر روحی نیاز داره به این ابراز احساسات و پشتیبانی شدن از مخاطب
    ولی برای یه پسر شاید این کار نه تنها مفید نباشه، بلکه بره به سمت ضعیف کردن شخصیت پسر.
    ممنون خدا مادرتون رو بیامرزه
    خونه خودته برادر درباره هر چی و هر کسی دوست داری بنویس حتی خاطرات حضور مادر توی زندگی ات؛ خدا رحمتش کنه. 
    سربازی همه مردها واقعاً بهش نیاز دارن! یعنی تغییرات قبل و بعد از سربازی توی رفتارشون به وضوح مشخصه. دیدم که میگما؟ 
    عفریته نی اسمشون! بهشون می گن مادر فولادزره دیو!
    مثبت 18 رو هم نخوندم؛ آخه هنوز 18 سالم نشده :))
    پاسخ:
    ممنون :)
    نظر شما که محترم، ولی من نظر دیگه ای دارم. این روزا بر عکس گذشته ازدواج با پسرایی که سربازی رفتن خطاس.
    این روزای مملکتمون هرکی از نظر سیاسی اجتماعی موضع ضعیفی داره سربازی میره و سربازی نرفتن نماد قدرت یه خانواده ست.
    بی عرضه ترین پسرها با بدترین شرایط زندگی برای ازدواج این روزا کارشون به خدمت ختم میشه تو مملکت.
    خونواده هایی که نه ثروت و نه قدرت کافی اجتماعی و سیاسی نداشتن تا بتونن خدمت رو دور بزنن.

    :))
    بله در جریانم ASL خانمها بعد 17 سالگی به مقدار ثابتی همگرا میشه:))
  • بلاگر کبیر ^_^
  • هزاران درود به روح مادرت که پسری مثل تو تربیت کرده.روحش شاد باشه.
    خوشحالم که نقطه میذارید.امیدوارم شروع تازه ای باشه و مسیر پربرکتی سر راهت...
    وویی سربازی :) خیلی خوبه :) ما هروقت بحث کم میاریم همسرم از جریانات سربازیش میگه .آخه چرا تهران بمونی؟ برید یه جا که هیجانش باحال باشه خاطره اش بمونه بعدا :)
    پیام مثبت هجده هم به جا و عالی بود. اصلا حال آدم رو بعضی زن ها با تعریف رابطه ی زناشویی و اینگونه تقسیم وظایف به هم میزنن.درسته که آموزش غلطه و بر اساس تفکرات قدیمی و الان هم اساتید معرف رابطه ای بر اساس دین و شرع همین رو دقیقا آموزش میدن اما من فکر میکنم چرا آدم خودش نباید فکر کنه و باید به این سادگی آموزش غلط ببینه ؟
    خدا پناهتون باشه :)
  • ام اسی خوشبخت
  • خدا رحمتشون کنه.
    ان شالله هر جا هستید سلامت باشید :)
    پاسخ:
    بسیار بسیار ممنون از شما :)
    سلام پسر جان. معلومه که خوب نه ولی شروع کردی به شروعی دوباره. ایشالا جای خوبی بیفتی. مراقب باش سرما نخوری و بیشتر از اون مراقب باش اشتباهی نکنی که زود خدمتت تمام بشه البته اگر جریان این باشه مثبت و پینوشت رو متوجه نشدم. و احتمالا بخاطر عدم پیشینست. روی سرما نخوردنت تاکید میکنم. مراقب خودت باش. اون مثبت هیجدهتم باید عرض کنم مردا هم باید ووسه زن شرعیشون هزینه بدن در مقابل چیزی که میخوان من نمیگم زنا نمیخوان ولی اگر به شیوه ی مردا همه چیز پیش بره خیلی داغون و کسل کنندست 😆😍🌷😙
    پاسخ:
    ممنون بابت توصیه آخرتون :)))
    من حالا بریم سر زندگی ببینم ماجرای زندگی متأهلی چجوره :دی
    فعلا که از خارج گود دارم تئوری میدم
    چشم مراقبم :)
    خدا رحمتشون کنه.
    پاسخ:
    ممنون رفتگانتون :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی