خطی بر صفحۀ آسمان

شخصی
  • ۱
  • ۰

می دونم خیلیها این نکته رو می دونن و اجرا می کنن، ولی بازم بارها و بارها گفتنش می تونه کمک کنه، اونم اینکه تو این مملکت، حتی تف هم کف دست کسی می ندازین ازش رسید بگیرین. حساب کتابتون رو ریز یادداشت کنین و از تمامی اسناد و مدارک دولتی و شرکتی و حقوقیتون حداقل یک کپی پیش خودتون نگه دارین. مادر من همیشه سعی داشت این نگه داشتن حساب کتاب رو به ما یاد بده.


+ سه ترمی که من اضافه بر سنوات ارشد برای اتمام پروژه درسم رو تمدید کردم، علی رغم دولتی بودن دانشگاه، ما موظف بودیم که برای این سنوات اضافی ترمی حدود پونصد تومن پرداخت کنیم و من اصولا آدم خوش حسابی هستم و همه رو بلافاصله با قرض و قوله جور می کردم و پرداخت می کردم. حالا از اونجایی که کارهای اداری ما یکی از هدفهای جانبیش به مرز سکته رسوندن ارباب رجوع هست، دیروز از طرف آموزش به من ایمیل زدن که فوری به آموزش مراجعه کنین و ما هم که کمتر یه هفته فرصت داریم برای معرفی به پلیس به اضافه ده کل مسیر رو چهار نعل و تاکسی دربستی دویدیم. گفتن شما سال 1392 (!!) اون مبلغ رو ندادی و باید الآن واریز کنی حالا ما بهت لطف می کنیم (!!) و شهریه الآن که 800 هست رو نمی گیریم شما همون پونصد اون سال رو بریز :|

اگه ساعت 15:00 نبود یا مثلا پول تو کارت داشتم همون روز می ریختم بسکه هول شده بودم از این شوک! خلاصه با عز و التماس از بابا پونصد گرفتیم و دیشب نشستیم فکر کردن که آقا من یادم نمی آد چیزی رو نریخته باشم. رفتم تو عکسایی که از گوشی قدیمیم (!!) به کامپیوتر انتقال داده بودم گشتم سال 2014 و دیدم بله شانس من بین کل 4 قبض پرداختیم، من همین یه دونه قبض رو ازش عکس گرفتم با اون گوشی فکسنی! و هیچی هم معلوم نبود و تنها عددی که خوانا بود تو این عکس فقط و فقط شماره برگۀ قرمز رنگ رسید بانک بود! که خوب همون شماره ی ناقابل آبروی من رو و البته پونصد تومن ناقابل رو نجات داد و رفتم بانک ملت با همون شماره قبض از بایگانیشون دوباره برام یه کپی از اون قبض گرفتن.
و جالب اینجاس که حتی بعد ارائۀ قبض هم علی رغم بد خلقی که با من کرده بودن، هیچ یک از دو دایرۀ تحصیلات تکمیلی و آموزشهای آزاد حاضر نشدن یه عذرخواهی از من بکنن و این می گفت تقصیر اونه اون می گفت تقصیر اینه!

البته که باز هم دمشون گرم با سرعت کار منو راه انداختن.

مادر من هم اوایل خدمتش مدیر مدرسه بود و چکهای مدرسه دستش بود و بعد انتقال چکها به مدیر جدید، همینجوری یک امضا روی یه برگۀ 10 سانت در 10 سانت (!!) از مدیر جدید گرفته بود و از قضا میزنه چکهای مدرسه گم میشه و طرف چندین تخته فرش می خره و الفرار. و بعد چند سال با مأمور میان مادر من رو می برن بازداشت و همون یک شب ما کل خونه رو چندین بار (من جمله دو تا کتابخونه پر از کتابهای شیمی!) می گردیم و آخر لای یکی از کتابهای شیمی مامان اون رسید و امضا پیدا میشه و یه امضای ناقابل آرامش رو به زندگی ما برمیگردونه...

خیلی حرف زدم ببخشید خلاصه که کپی بگیریذ و سالها نگهش دارید...

  • ۹۴/۱۰/۲۴
  • شهاب غ

نظرات (۹)

  • آریانا م.ف
  • چشم.
    پاسخ:
    چشمتان بی بلا =]
    توصیه ی ایمنیتون و جدی میگیریم :))

    پاسخ:
    خب جدی بگیرین دیگه نخندین عه :D
  • دکتر میم
  • راس میگی. تا وقتی یه ماجرا کامل تموم نشده، باید اسنادشو نگه داشت، مخصوصا اینجا
    پاسخ:
    و واقعا وقتی وقتش برسه حکم طلا رو پیدا می کنن...
    من ازین جور موارد همیشه پا خوردم :( 
    خدایی پست مفیدی بود. ممنون واقعا. بازم یادآوری شد برام.
    پاسخ:
    منم کاملا مستعد چنین پا خوردنی هستم چون بی حساب کتاب هست پولام معمولا. وقتایی که دستم باز باشه اصلا پول برام مهم نیست و خیلی راحت خرج می کنم. و خوب اون وسطها پولهای مهمی بدون رسید گرفتن رد میشه میره!
    در صورتی که مسائل حقوقی بعد مشکل پیش اومدن می تونن زندگی رو نابود کنن و این وسط یه سری عادات ساده می تونه از فجایع بزرگی جلوگیری کنه.
    داداششش اون پونصد تومنی که بهت قرض داده بودم... ینی رسید ندارم پسش نمی دی؟ :D
    پاسخ:
    نع :D
    تو این مملکت جدی جدی اگه پولی رو بدون رسید رد کردی رفت یا مثلا موقع کارت به کارت اشتباهی شماره کارت مقصد رو چک نکردی و OK رو فشردی، احتمال اینکه گیر یه آدم بااخلاق بیفتی که ببینه پولو اشتباه ریختی پست بده می تونم بگم نزدیک صفره..
    واقعا که درسته حرفاتون..
    یک ریال هم پول به کسی میدی باید رسید بگیری..
    پاسخ:
    بله دقیقا حتی اگه دو طرف هم حلال خور باشن گاهی حافظه شون یاری نمیده...
  • علی رضائیان
  • من هنوز به نداشتن پارتی مشکوکم:///
    پاسخ:
    ://
    یه قانون مورفی ِ لعنتی این وسط هست که گند میزنه به همه چیز !!
    پاسخ:
    البته برا من این قانون مورفی صادق نبوده خیلی شکر خدا
  • ام اسی خوشبخت
  • سلام
    دوستی میگفت تو ادارات دولتی فقط زمانی از من عذرخواهی کردن که من سرگردون بودم و گفتن عذر میخوام دنبال چی میگردی؟!
    با خوندن این پست یاد حرف اون دوست افتادم.
    تذکر بجایی بود، منم عادت دارم از همه چیز کپی بگیرم، البته بعد از چند باری که به مشکل برخوردم.
    پاسخ:
    سلام دقیقا درسته حرف دوستتون تازه با لحن بدتر مثلا "عذر می خوام اینجا دنبال چی می گردی؟!" :D
    عادت خوبیه اگه ملکۀ ذهن بشه =]

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی